ملا شيخعلى گيلانى

60

تاريخ مازندران ( فارسى )

عبد اللّه خان وارد اردو بوده ، مبلغى از بقاياى ولايت را متقبل گشت . و وصولش به تحصيل على خان بيگ نبيرهء هرون سلطان تكلو مقرر شد . مير عبد اللّه توهم كرده ، فرار نمود . اما گرفتار گشت . بالضروره در قلعهء اولاد محبوس ساختند . ارباب مازندران هجوم كرده ، به قصاص اقوام خود كه وى كشته بود ، از ميان برداشتند و مير سلطان مراد خان نيز در اواخر سلطنت شاه طهماسب وفات يافت . ميرزا محمد خان بن مير سلطان مراد خان بعد از وفات پدر خود ، در عهد شاه طهماسب بن شاه اسماعيل والى گشته . چون شاه اسماعيل فوت شد و شاه طهماسب بر مسند شاهى نشست ، فخر النسا بيگم - دختر مير عبد اللّه خان - كه حرم محترم او بود و مدار مهام سلطنت تمام با او ، يكى از سادات گنجاوروز مازندران را كه موسوم به مير على [ و ] از خويشان مادرش بود ، به خانى مازندران منسوب ساخته ، با چند اخر از خوانين ترك به انتقام پدر خود در مازندران فرستاد كه ميرزا محمد خان [ بن ] مير سلطان مراد خان را گرفته ، نزد او ببرند . امرا بعد از وصول در مازندران ، به عهد و سوگند ، ميرزا محمد خان را كه در قلعه‌اى متحصن بود ، بيرون آورده ، نزد فخر النسا بيگم مىبردند . چون در قريه بيدستان كه از قراياى قرموين است رسيدند ، جمعى از نزد فخر النسا بيگم آمده ، وى را مصلوب ساختند و بعد از وفات بيگم ، ارباب مازندران ، مير على خان را نيز به تناول سم از ميان برگرفتند و شاه سلطان محمد ، مير حسين خان گنجاوروزى را كه هم از خويشان مادر بيگم بود و بيگم در زمات حيات خود وى را حاكم اصفهان ساخته ، منصب داده ، در مازندران فرستاد . ارباب و اعالى مازندران وى را به قدم تلقى پيش نيامدند . وى نيز در آن اثنا وفات يافت و ارباب هر يكى چند بلوك را تصرف نموده ، خراج به كسى نمىدادند تا در سنهء اربع و الف ، شاه جنت‌مكان - شاه عباس كشورستان